- بهش گفتم : زندگی ما زندگی جالبیه بین تراژدی محض و کمدی ناب دائم داره پیچ و تاب می خوره. یعنی یه جور غم انگیز خنده دار. یا شایدم یه جور خنده دار غم انگیز باشه.چیزی هم نیس که وسط شو پر کنه.همه ی بد بختیی ام که دچارشیم مال همینه... همین که هیچ چی مون حد وسط نیس.
- این روزا خیلی برمیگردم به گذشته برمیگردمو مثل قصه ای که برای اولین بار خونده بشه با وسواس تموم دنبالش میکنم انگار که نخ شالگردنی رو بکشی و اون هی تحلیل بره و تو با دیدن یه عالمه خاطره ی بی سرو سامون سر در گم تر بشی و فاصله ی شب تا صبح رو اینجوری بگذرونی و دم صبح مث این که کوه کندی پلکات سنگینی کنه و پرونده اون شب بسته بشه ... نمیگم روزگار بدیه همه چیز میره جلو هرچی هست میگذره... تند و کند...
- باید تلاش کنم یه راهی واسه ی روزام پیدا کنم که زندگیم یه وقتایی که پر از خالی میشه اینجوری بهم ریخته ام نکنه .......
- ...
