تبليغاتX
قاصدک

قاصدک

نان برايش چه فرق ميكند كدام دهان؟
خيابان برايش كدام پا؟
كوچه داستان خودش را دنبال ميكند.

 

 پ ن:اين روزها پرم از يه دلشوره تازه كه مثل خوره خيلي اروم بدون اينكه كسي بفهمه ريشه ميدونه دور پاهام خیلی اروم بالا میره و بعد به كمرم ميرسه از نوك انگشتام شروع ميكنه ميپيچه وبالا ميره حالا ديگه قفسه سينه ام رو هم احاطه كرده و اهسته اهسته دور گردنم داره ميپيچه ودلم ميخواد سرم رو روي شونه ات بزارم تا ارومم كني ولي داره خفه ام ميكنه اگه به دادم نرسي طعم گس اين روزا هيچوقت از يادم نميره بعدا نگی نگفتی!!.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت   توسط قاصدك   | 

چهارچوب در را نديدم
چشمهام مثل هميشه باز بودن
اون طرف در هم چيزي منتظر نبود
ولي من باز چهارچوب در رو نديدم
الان 2 ساعته كه دستم روي پيشونيمه و زير دستم يه نقطه بزرگ هست كه ميسوزه و خيسه
از 2 ساعت پيش تا حالا دنياي جلوي چشمام شده پر از قاصدك!
نميدونستم چهارچوب يه در ميتونه من رو بكشونه بيرون از اون همه وهم!

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/08ساعت   توسط قاصدك   | 

پی نوشتانه : وقتی این خبر رو شنیدم خیلی خوشحال شدم،امیدوارم خوشبخت بشی .

از طرف ارکیده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت   توسط قاصدك   |