از اينجا كه من نشسته ام تا آنجا كه تو ايستاده اي يك دنيا فكر و خيال دارد موج ميزند! حيف كه تيركمانهايمان را شكانده ايم وگرنه چقدر ميشد تلفات داد اين وسط!
این را خودم فقط میدانم که دیگر مثل قبل نیستم
انقدر خسته ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی! فقط كافي ست يك نخ از موهايم را بكشي . آن وقت مثل آن شال گردن راه راه بنفش رج به رج در ميروم! ادامه كه بدهي تمام ميشوم! آخرش حتي يك گره هم نميماند!
