اب پاسخ تشنگی لب هاست
اما پاسخ تشنگی چشم ها و دست ها نیست.
پ ن : اين روز ها سنگ خودم را به سينه ميزنم
به جاي همه ي اين يك سالي كه سنگ دنيايم را به سينه زدم
اين معجزه ي نام حسين(ع) است كه زنگار قلبم را ميزدايد اشكم را جاري مي سازد
اشك خاموش ميكند شعله ي اتشي را كه در ان گرفتارم
من سنگ خودم را به سينه ميزنم و با معجزه ي نام حسين(ع) ارام ميگيرم
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت کانکه شد کشته ی اونیک سرانجام افتاد

