تبليغاتX
قاصدک

قاصدک

دانه گرده یا گامتوفیت نر در گیاهان ، سلولی هاپلوئید می‌باشد که ازسلول مادر گرده در روی پرچم گلها حاصل می‌شود هر گاه گرده افشانی بین دو گل  از یک گونه که در روی دو گیاه مجزا قرار دارند انجام گیرد گرده افشانی را غیر مستقیم می‌نامند.در این حالت دو والد پیدایش نسل جدید شرکت می‌کنند و در نتیجه نسل حاصل متنوع‌تر بوده !!! موقعیت مناسب‌تری برای سازش با محیط را دارا هستند. دانه‌های گرده گل این گیاهان در هوا پخش شده ، بوسیله باد حمل می‌شوند. اما در این حال بیشتر دانه‌های گرده هدر می‌روند!!! سپس دانه گرده بر سطح مرطوب و چسبناک کلاله قرار می‌گیرد و با جذب مایع سطح کلاله ، متورم می‌شود. سپس در محل منافذ دانه گرده ، برآمدگیهایی به نام لوله گرده ایجاد می‌کند که فقط یکی از آنها سبقت گرفته و رشد می‌کند و .......... و هیچی دیگه درخته دونه میده بعد دونه گل میشه شایدم درخت و جنگل و هرچی دلش می خواد میشه!!

یکی نیست این وسط بگه من بیچاره وسط این ماجرای ادامه نسل گل و گیاه ها چه گناهی مرتکب شدم!که وقتی فصل زادو ولدشون میشه این الرژی ... از زندگی بیزارم میکنه

پ ن :نتیجه اخلاقی از این داستان بقای نسل گل و بوته ها  اینه که من این وسط نقش به هدر رفتن دانه های گرده رو دارم واقعا از روی گل و بوته ها شرمندم که گرده هاشون دائم تو چشم وچار من نمی دونم چی کار میکنن!!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/30ساعت   توسط قاصدك   | 

 

شده تا حالا یه چیز مهمی را از ترس اینکه نکنه بلایی سرش بیاد! نکنه گم بشه! یه جایی بزاری که عقل جن هم بهش نرسه! بعد الزایمرت عود کنه و ... بعد هی دور خودت چرخک بزنی و دست تو هر سوراخی بکنی و کارت به مالیخولیا بکشه!

 اینا حکایت این یکی دو روزه منه که حیفم اومد در باره ش چیزی نگم!.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت   توسط قاصدك   | 

بیا سیزدمون رو در كنيم بعد سبزه ها رو گره بزنيم و ارزو كنيم.

بيا سيزده مون رو در كنيم بعد با هم يه تاپ ببنديم به قوي ترين درخت ها روي بلند ترين تپه بعد به نوبت تاپ بخوريم . يه بار تو يه بار من

بيا سيزده مون رو در كنيم بعد بشينيم و قاه قاه به همه ي سيزده هاي دربه در شده بخنديم.

بيا سيزده مون رو در كنيم بعد روي علف ها دراز بكشيم و تا اخر ابي اسمون پرواز كنيم .

بيا همه ي سيزده ها رو پاك كنيم جاش 12+1 بذاريم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/13ساعت   توسط قاصدك   | 

 

داره بارون مياد پنجره اشپز خونه رو باز كردم الان دقيقا ساعت 5/2 شب! همه خوابن از اينجا چراغ هاي پارك جمشيديه معلومه منو مي بره تو رويا ! هوا سره دستم رو دور ليوان نسكافه حلقه مي كنم  يه جوري به گرماي اون پناه مي برم بوي نسكافه و بارون مشامم رو پر كرده  .بارون همچنان مي باره .بارون بهاري مثل خود بهار قشنگه بر عكس پائيز كه همه چيزش دلگيره روزش  شبش  بارونش  افتابش  همه چيز غمگيني خزان رو فرياد مي زنه يه جور حسي مثل جدايي يا  مزه يه بغض بي اختيار بر عكس بهار با عيد نوروز و عيدي و همه ي اون نوستالوژي بازي هاش كه گاهي كفرم رو در مياره بازم  قشنگه حتي بارونش يا همين رعد و برقش كه از ترسش 6 متر پريدم هوا!!

                " مي زند باران به شيشه
                                                مثل انگشت فرشته
                                                                          ...

چندتا نفس عميق  انگار همه ي وجودم پر ميشه از بهار مست مست

پ ن :پس فردا 12 فروردين. 12 فروردين پارسال يادته؟!قرارمون مثل پارسال ساعت 9 زير بيد مجنون خواستم ياد اوري كنم كه يه وقت يادت نره منتظرتم

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/11ساعت   توسط قاصدك   | 

 

ديگه ساعت هاي اخره مگه نه؟ تموم شد امسالم به زباله دوني تاريخ پيوست! (عجب جمله كليشه اي) من خوشحالم .تو چي؟ اينو با تمام وجودم ميگم. دلم نمي خواهد از اين حرف هاي لوس و بي مزه فلسفي و كلماتي كه از متن وجود يك انسان وارسته و تكامل يافته بلند مي شه و توي هزاران كتاب فلسفي رو درو ديواراش فرياد مي زنن بگم . بگم كه وقت طلا ست و .. براي تموم شدن امسال ثانيه شماري مي كنم . اینروزا مدام دارم به پارسال همین موقع‌ها فکر می‌کنم. به این سالی که گذشت. خودم و دوست‌هایی که پیدا کردم اتفاق هايي كه افتاد ... داشتم تو ذهنم روزای سال قبلو مرور می‌کردم. می‌دونی چیه؟ اين يك سالي كه گذشت شرایطم اونقدر بد بود که تو اون دوره فکر می‌کردم که این روزای کشدار هیچ وقت تموم نمیشن, که هیچ‌ کس نمی‌تونه شرایطمو درک کنه...

واقعا درست فکر می‌کردم!!! حتی خودمم الان که به شرایطم تو اون روزا فکر می‌کنم می‌بینم واقعا تو هیچ دوره‌ای از زندگیم اینقدر فشار روم نبود... اینقدر درگیر و دپرس و تنها نبودم...

از خودم مي پرسم واقعا گذشت؟ اين من بودم كه تمام مدت گذر اون همه لحظه هاي بي انتها رو تحمل كردم؟ نمي دوني چقدر خوشحالم.همه چيز خيلي خوبه سال نو يه بهونه س واسه اينكه ادما نا اميد نشن از اين كه ميشه يه شروع دوباره رو تجربه كنن.

امروز بالاخره رفتم سراغ جعبه ي خاطره هام به همه ي عروسك هام عطر زدم مو هاشون رو شونه كردم.بالاخره خاطره هام احتياج به گردگيري دارن چه اونايي كه تو ذهنتن چه يادگاري هايي كه يه روز مال تو شدن تا خاطره ي يه بخشي از زندگي بشن.امروز همه ي خاطره هام رو گرد گيري كردم بعضي ها رو تميزشون كردم بهشون خنديدم بعضي ها رو بهشون يه فرصت ديگه دادم تا بمونن بعضي ها رو هم به كل شيفت دليتشون كردم.

بعضي وقت ها ارزو مي كردم كاش مي شد ادم الزايمر بگيره واقعا عاليه!خيلي حرف ها داشتم كه بگم به سالي كه ديگه كوله بارش رو برداشته و داره دست تكون ميده ولي همه ي حرفام يادم رفت شايد الزايمر گرفتم يا شايدم تو خونه تكوني و گردگيري خاطره هام شيفت دليت شدن كه الان يادم نمياد!مهم نيست مهم اينه كه همه چيز داره نو ميشه بهار ميشه اين اتفاق خیلی خوبيه از خدا ميخوام كه منم جونه بزنم بهار شامل حال منم بشه يه سال خوب شروع بشه پر از ارامش پر ازسلامتي پراز اتفاق هاي خوب براي همه .

سال نو مبارك

پ ن1 :جاي خيلي ها خاليه جاي ماماني و جاي اونايي كه بودن و نشد كه بهار 86 رو ببينن.

پ ن2:نمي دونم اين فونتاي فارسي اينجا چرا بازي در ميارن انگليسي هاش رو هم مجبور شدم فارسي بنويسم. :)

پ ن3:جز جدا نشدني سفره هشت سين ما اين گل هاي زرده كه من عاشقشم بهار با اين گل ها شروع ميشه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/01ساعت   توسط قاصدك   |